https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/150678
شناسه خبر: 150678
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۱۴
محبت و مهربانی
به روایت از سمانه قدمیاری : سمانه قدمیاری می گوید یادم هست که یک مرتبه با پدر و مادرم رفتیم بازار. پدرم برای من و خواهرم لباس خرید. آن زمان آقای انجیدنی یکی از دوستان بابام بود. بابام اسیر بود بابام از بچه های ایشان خیلی سر می زد. بعداز خرید لباس رفتیم منزل آقای انجیدنی. موقع رفتن بابام گفت: می خواهیم برویم منزل آقای انجیدنی ، چیزی برایشان نگرفتم. اگر می شود لباسی را که برای الهام گرفتیم، بدهیم برای آمنه جان دختر آقای انجیدنی. الهام خواهرم گفت: باشه بابا، ولی باید قول بدی که برام دوباره لباس بخری. این شیریترین خاطره ای است که از پدر به یاد دارم.