https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/151523
شناسه خبر: 151523
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۲۵
ايجاد روحيه در رزمندگان
راوی حسین فراهانی : در حالی که برای عملیات آماده می شدیم بعد از توجیه نیروها و حرکت به سوی منطقه رفتار خاصی را از سید حسن فلاح هاشمیان ملاحظه کردیم بعد از وارد شدن به هلالی قرار بود که ما جای یک گردان دیگر جایگزین شویم با ایشان جلو رفتیم عده ای جمع بودند و با لهجه خوش کاشمر به اینها گفتند بلند شوید بروید عقب که گردانتان عقب و در یک لحظه بود که این جمع دستانشان را بلند کردند و شروع کردند به الموت الصدام آنجا فهمیدیم که اینها همه عراقی هستند و با توجه به اینکه قرار بود شب عملیات اسیر گرفته نشود باز ایشان با رافت با ایشان برخورد کردند و به بنده گفت اینها را بزار پشت خط سریع برگرد که ما هم اطاعت کردیم و این اسراء را آوردیم عقب پشت هلالی و برگشتیم به هلالی در مجموع سعی کردیم که با این شهید بزرگوار قدری جلوتر برویم و در داخل کانالها حرکت می کردیم که من به ایشان متذکر شدم که در مجموع 4 و 5 نفر که با هم جلو رفتیم که این منطقه هنوز پاکسازی نشده و ما نباید از هلالی رد بشویم و ایشان هم پذیرفتند و بعد از استراحت کوتاهی برگشتیم به طرف هلالی در مسیر که بر می گشتیم جالب بود که در یکی از سنگرها فرد عراقی دراز کشیده بود و یک پتو هم رویش انداخته بود و آقای فلاح پتو را کنار زدند و در این لحظه بود که عراقی به اسلحه چسبید و فریاد کشید که حسین جان اسلحه را گرفت در آن لحظه گفتم که بزن و با یک شلیک عراقی را به درک واصل کردند و بعد از برگشتن به پشت هلالی دیگر نزدیکیهای و صبح شده بود و بچه ها همه مستقر شده بودند حرکت جالبی از ایشان مشاهده کردیم و این بود که یکی از بچه ها تیر خورده بود به نام آقای طاهری و بیهوش شده بود ما بچه ها هم به هوای اینکه شهید شده ایشان را آقای فلاح گفت ببرید عقب و بعداً فهمیدیم که آقای طاهریان مجروح شده و شهید نشده آخرین مرحله ی که خوب یک عده ای از بچه ها سمت راست تضعیف روحیه شده بودند با توجه به تلفای که داده بودیم ایشان گفت بشین تا من بروم با بچه ها یک مقداری صحبت کنم و دقیقاً یادم است که جلوی بچه ها حرکت می کرد و شعا ر میداد و بچه ها که روحییشان ضعیف شده بود براشان می گرداند به هلالی و پس از شلیک 2 الی 3 تا آر پی چی بود که مورد هدف قرار گرفت و به لقاا... پیوست .