https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/151548

شناسه خبر: 151548
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۲۵

تعاون و همکاري

راوی علی اکبر صابری :درسال 64 درمنطقه ی مهران بنده مجروح شدم ازآنجا مرا به بیمارستان قائم مشهد انتقال داده و بستری کردند سیدحسن فلاح با خبرشده بود که من مجروح شده ام با خانواده خودش وما آمده بود مشهد به ملاقات ما آمدند دیدم اشکهایش جاری شده گفتم الحمدلله روحیه ات خیلی بالاترازاین حرفها است داری گریه می کنی گفت دگردل است نمی شود بعد گفت توهیچ ناراخت نباشی ما میرویم خانه ات را می سازیم تا موقعی که ازبیمارستان مرخص شدی وبه کاشمرآمدی خانه ات آماده شده باشد گفتم دستت درد نکند نمی خواهد خانه رابسازی بخاطر اینکه پول نداشتم نمی خواستم خانه را بسازم گفت باشد خودم می سازم ایشان گفت نه خیالت راحت باشد تو فقط به فکرمریضی ات باش وهیچ ناراحتی ازخانواده نداشته باشی ما گفتیم اگرشما می خواهید خدمت کنید درحق من مواظب خانواده باشید که بچه ها اگر چیزی لازم داشتند برایشان تهیه کنید وقتی ازمشهد برگشته بودند رفته بود بنایی را شروع کرده بودند استا وکارگر آورده وشروع به کار کرده بودند وخانه را ساخته بودند گچ کرده بودند لوله کشی کرده بودند تمام وسائل خانه را آماده کرده بود تا بعداز 45 روز که ما از بیمارستان آمده بودم دیدم خانه ساخته شده است به بچه ها هم گفته بود هروقت ملاقات می روید نگوئید که دارد خانه را می سازد که ناراحت نشود بود تا اینکه می خواستم حساب وکتاب کنم هرکاری می کردم می گفت ما هیچ خرجی نکریم هرچه بوده ازخودم بوده است .