https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/151756
شناسه خبر: 151756
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۲۸
امر به معروف و نهی از منکر
به روایت از لیلا جغتایی : یک بار من به همراه دیگر همسایه ها جلوی در خانه ایستاده بودیم می کردیم که یکباره احمد مرا صدا زد و گفت: مادر بیا من رفتم مرا برد نزدیک تنور که روشن بود و دستم را روی تنور گذاشت به صورتی که دستم داشت می سوخت و به من گفت : مادر جان آتش تنور آسانتر از آتش جهنم است پس این آتش را بچش تا خود را گرفتار آتش جهنم نکنی .گفتم : مگر چی شده گفت: چرا با دیسگران غیبت می کنید.