https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/151908

شناسه خبر: 151908
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۳۰

لحظه و نحوه شهادت

راوی مرتضی عفتی: شهید خزایی می گفت: ما به دستور حاج آقا قرار شد که به منطقه هلالی برویم تا ایشان از نزدیک ببیند که چرا گیر کرده؟ و گره کار کجاست؟ به هر صورت ایشان بالا رفته و نگاه کردند. در حین برگشتن حالت خنده و صورت برافراخته ای داشت. اما در حین ورود خمپاره ای کنارش اصابت کرده و ایشان افتاد. من و برادر شاندیزی که از اقوام نزدیک است، ایشان را بلافاصله سوار موتور کردیم. ایشان روی موتور دائماً امیدواری می داد و می گفت: نگران نباشید می رسیم. عجله نکید و خودتان را به خطر نیاندازید. وقتی به آب رسیدیم و باید ایشان را با قایق می بردیم. وی در همان حال که ضعف بر وی غالب می شد، گفت که مجروحین دیگر را ببرید و قایقی را صرفاً برای ما نگیرید. به هر ترتیب به بیمارستان بردیم و تلاش زیادی کردیم تا نظر دکترها جلب شود که ایشان وجودش لازم است و سعی کنند وی را سریعاً درمان نمایند و آنزمان دیگر نهایت ضعفش بود و خودش هم احساس کرده بود که قدمهای آخر را در دنیا برمی دارد و شروع کرد به نصیحت کردن. دائماً ذکر می گفت و سعی می کرد که از اعماق وجودش ذکر صحیحی بگوید. دائماً لا اله الا ا... می گفت و رو به ما کرد و گفت: به برادرها بگویید که ما را ببخشند و از قول ما از برادرها طلب بخشش بکنید. ولی در زمان شهادت ذکر لا اله الا ا... و محمد رسول ا... می گفت و آخرین کلمه ای که از دهانش خارج شد منتهی الیه کلمه لا اله الا ا... بود.