https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/151910
شناسه خبر: 151910
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۳۰
عشق شهادت
راوی سعید رئوف: در عملیات کربلای 4 به خاطرم هست که سنگر کوچکی در خط مقدم بود و برادران در آن سنگر مستقر شده بودند. صبح عملیات کربلای 4 ما شهیدان بسیاری داشتیم. برای ما که در سنگر بودیم، مرتب خبر می آوردند که آقای فلانی شهید شد و ایشان (شهید فرومندی) از افرادی بودند که به وضوح چهره اش تغییر می کرد و احساس می کرد قسمتی از بدنش فرو ریخته است و به زبان می آورد که کی نوبت ما می شود. خوشا به حال اینها که رفتند. این خوشا به حال از نهاد دلش برمی خواست و می گفت: واقعاً خوشا به حالشان، اینها لیاقت پیدا کردند ، اگرچه دیگر مثل اینها نمی توانیم پیدا کنیم. بهر حال خوشا به حال آنها و بدا به حال ما. خدا به ما توفیق دهد که راه آنها را ادامه دهیم و جای خالی آنها را پر کنیم و از جمله کسانی باشیم که مدیون شهدا نباشیم. اگر ادامه دهندگان راهشان هستیم، همانطوری آنها دلش می خواست در واقع راه مجاهدین صدر اسلام را طی کردند و رفتند و ماهم مصمم و استوار باشیم و این ترفندهای دشمن، سختیهایی که در عملیات و شبهای عملیات می کشم، آینها باعث نشود که در حرکتمان سست بشویم و در اراده مان خللی وارد شود و مصمم تر باید باشیم. هیچ وقت من ندیدم ابراز تأسف کند که چرا فلانی شهید شده و من نشدم. به هیچ عنوان این را نمی گفت. بلکه می گفت: که خوش به حال او و بدا به حال ما که این گونه افراد و رفقای را بین جمعمان نداریم و از بین ما می روند.