https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/151913

شناسه خبر: 151913
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۳۰

لحظه و نحوه شهادت

راوی سیدجواد اشرفی حسینی: چند روزی از شروع عملیات کربلای 5 گذشته بود. در سنگری در محلی معروف به سه راه شهادت مستقر بودم. داخل سنگر مملو از اجساد عراقی و شهدای ایرانی بود. ناگهان یکنفر وارد شد و گفت : برادران لشگر نصر اینجا هستید؟ شهید فرومندی بود از من پرسید: چگونه می توانم به گردان عبدالله ملحق شوم؟ گفتم : من شما را همراهی می کنم . از کانالی که به شلمچه منتهی گردید حرکت کردیم. به علت انباشت جنازه در کانال مجبور بودیم از خارج کانال حرکت کنیم . نیروهای دشمن به شدت آتش می ریختند به حاج آقا فرومندی گفتم: حاج آقا اینجا محل خطر است. گفت: تا خدا نخواهد صدمه ای به من نخواهد رسید. پشت خم خود رابه گردان عبدالله رساندیم . حاج آقا فرومندی فرمانده گردان را توجیه کرد و به او دستورات لازم را در مورد استقرار نیروها در محل های مورد نظر داد بعد از آن وارد سنگری شدیم و آقای فرومندی نیز همراه ما بود ولی طاقت نداشت و دائما به خارج سنگر می رفت و اوضاع را کنترل می کرد. ناگهان یکنفر فریاد زد: حاجی ‍‍‍‍‍.حاجی رفتم پشت سنگر آقای فرومندی روی زمین افتاده بود. یک ترکش به صورتش خورده بود و بینی و صورتش شدت آسیب دیده بود. یک ترکش دیگر به دست او خورده بود و دست تقریبا قطع شده بود. یک ترکش بزرگ هم وسط قفسه سینه خورده بود و تمام رگها را پاره کرده بود. بوسیله دو چفیه قسمت صورت و بازو را بستم و با یک موتور ایشان را به عقب منتقل کردیم . در طول مسیر دائما ذکر می گفت. او در آغوش من بودو پیوسته ذکر می گفت: ذکر یا زهرا، یا حسین، را دائما تکرار می کرد. خون زیادی از ایشان می رفت و تمام لباسهایم خونی شده بود. به لب آب رسیدیم. او رادر یک قایق خواباندیم. سرش را روی پایم قرار دادم. لبهای حاجی تکان می خورد. دقت کردم. می گفت قبله کدام طرف است. در همان لحظه گریه ام گرفت و نتوانستم سخن بگویم. تا ساحل 15 دقیقه را ه بود و او در طول مسیر پیوسته ذکر می گفت. او را پشت امداد بریم و از آنجا با یک آمبولانس به یگان امام حسین در جاده اهواز منتقل شد. اتاق عمل آماده بود و به محض ورود ما ایشان را به اتاق عمل بردند. خون زیادی از ایشان رفته بود. مقداری خون به ایشان تزریق کردند. درهمان وضعیت که روی تخت بستری بود. مدام ذکر می گفت. من بالای سرش بودم. گفتم حاج آقا چیزی لازم ندارید؟ پاسخی نداد. متوجه شدم در حال و هوای دیگری است. قرار بر این شد تا ایشان با هلوکوپتر به اهواز منتقل شود . به محض ورود هلکوپتر به محوطه حاج محمد به درجه رفیع شهادت نائل آمد . « روحش شاد »