https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/151917
شناسه خبر: 151917
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۳۰
سخنراني شهيد
راوی غلامحسین رضوانی: روزی بچه های گردان گفتند چه طور می شود آقای فرومندی را بیاوریم و یک ساعتی با ایشان باشیم صحبت و درد دل کنیم من به بچه ها گفتم آقای فرومندی در این خصوص مشکلی ندارد هر کدام از نیروهای گردان که برود و از ایشان بخواهد آقای فرومندی با توجه به روحیاتی که دارند می آیند. تصمیم بر این شد که من و عباسی مایوان برویم و از ایشان در خواست کنیم که در جمع نیروها حضور پیدا کند وقتی نزد ایشان رفتیم و موضوع را مطرح کردیم ایشان به ساعتش نگاه کرد دید نزدیک نماز است. گفت کی بیاییم. گفتیم: الان می آیید بیایید. یا بعد از نماز می خواهید بیایید که ناهار هم آنجا باشید. ایشان گفت: هر طور شما بگوئید ما هم گفتیم برویم. به اتفاق آمدیم و رفتیم توی چادر حسین زاده فرمانده گردان قهار همه نیروها در چادر فرماندهی گردان جمع شدند. در همین حین قرآن پیش خوانی اذان از طریق بلند گو شروع شد. ایشان گفت: الان که وقت نیست. گفتیم: بچه ها دوست دارند ساعتی با شما حرف بزنند و درد دل کنند. می خواهند با شما بیشتر مأنوس شوند. آقای فرومندی گفت: یک کاری کنیم. بچه ها گفتند: چه کار کنیم؟ گفتند: پس اول برویم نماز بخوانیم بعد بیاییم صحبت را شروع کنیم قرار شد ناهار را هم در همان چادر به اتفاق بچه ها بخوریم. بعد از نماز آمدیم توی چادر. بچه ها هم جمع شدند بچه ها شروع به صحبت کردند یکی گله می کرد یکی درخواستی نسبت به مسائل کاریش داشت و خلاصه هر کسی چیزی گفت. بعد ما گفتیم: برادر فرومندی این که الان شما اینجا هستید به خاطر این است که نیروها فقط می خواستند با شما بنشینند و صحبت کنند چون شما را کم می بینند. یادم هست حدود دو ساعت با ناهار جلسه طول کشید. ایشان به چند نکته معنوی از جمله شهادت پرداخت و گفت: بچه ها از قالب ماده خودتان را خارج کنید. بروید توی بحث عبودیت خداوند. بروید تو بحث شهادت. از فیوضات شهادت و عظمت شهادت که همان رزق و روزی خوردن در جوار حق با استناد به آیات قرآن مطالبی را عنوان کردند. بچه ها حسابی کوک شدند همه سرشار از شادی نسبت به معنویت شدند. روح معنوی در بچه ها دمیده شد. یادم است همه آماده شده بودند و می گفتند: از فردا می خواهیم برویم توی کار و ...