https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/151928

شناسه خبر: 151928
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۳۰

سخنراني شهيد

راوی غلامحسین رضوانی: بعد از عملیات کربلای 4 یک روحیه یأس و ناامیدی عجیبی در کل نیروهای لشکر حاکم شده بود چون در عملیات کربلای 4 لشکر تلفات سنگینی بر جا گذاشت تعدادی از فرمانده گردانها که شهید شده بودند پیکرشان در منطقه مانده بود. منطقه ای که لشکر وارد عمل شده بود بسیار حساس و مهم بود. آن شب، شب عجیبی بود منطقه کاملاً بخاطر منورهایی که دشمن می زد مثل روز روشن شده بود. سنگرها مثل گهواره تکان می خورد. نیروهایی که آن شب وارد خط شدند من خود شاهد بودم که با یک سکوت وارد خط شدند. بعد از عملیات کربلای 4 که عملیاتی ایذایی بود اما خیلی از مسائل را نمی شد برای نیروها توضیح داد که چرا ما این حرکت ایذایی را انجام دادیم. در فاصله بین کربلای 4 و پنج که حدود بیست روز به طول انجامید می بایست این روحیه یأس و ناامیدی تبدیل به امید شود. در واقع بچه ها باید به لحاظ روحی و معنوی متحول می شدند و در لشکر من فکر می کنم بیشترین نقش را در این تحول محمد فرومندی بعهده داشت. آقای فرومندی به صورت عمومی و خصوصی برای تک تک گردان ها و واحدها سخنرانی می کرد از آن جمله سخنرانی که در یک صبحگاه در پادگان شهید برونسی جاده اهواز، اندیمشک انجام داد که خود من نیز حضور داشتم، هنوز هم هر وقت به یاد آن سخنرانی می افتم دگرگون می شوم. ایشان با سخنرانی که ایراد کرد روح حماسه را در بچه ها ایجاد کرد. در آن سخنرانی گفت: ما و همه جوارح ما در خدمت خداوند متعال است. چشم ما دارد دشمن را تعقیب می کند. پای ما دارد به سمت دشمن حرکت می کند. دست ما ماشه را به سمت دشمن می چکاند. از این جهت خدا را شاکریم که با تمام وجود در خدمت او قرار داریم. و در خدمت از بین بردن دشمن خدا و انقلاب و اسلام. نکته مهمش اینجا بود که گفت: بچه ها شما به کربلا می روید نگفت من می روم چون در واقع می توان گفت: ایشان به مقام شهود رسیده بود و می دانست شهید می شود به همین دلیل نگفت: ما می رویم گفت: شما به کربلا می روید. دیگر این که گفت: وقتی به کربلا رفتید به آقا امام حسین علیه السلام بگوئید آقا جان ما ده سال است که در راهیم اما دشمن سر راه ما را با مین سد کرده بود. عده ای را شهید کرد، عده ای را مجروح کرد و دقیقاً ده سال بعد یعنی در سال 77 راه کربلا باز شد. این پیش بینی شهید از حوادث ده سال بعد برای من خیلی عجیب بود.