https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/151931

شناسه خبر: 151931
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۳۰

محبوبيت شهيد نزد ديگران

راوی مرتضی عفتی: یکی از مجروحیت های ایشان در عملیات بدر بود . در عملیات بدر دو راه آب در هور بود . یک راه آب سمت چپ بود یک راه آب هم سمت راست . یک گردان از تیپ امام جواد (ع9 به نام گردان عبدا... قرار شد جلوتر حرکت کند ، ولی فرماندهی گردان هم با دو گردان دیگر امام صادق که صبار بودند ، به عهده این شهید بزرگوار بود . اینگونه شناسایی شده بود که داخل راه آب یک کمین دو ، سه نفر بیشتر نیست . یک جایی بود به نام پاسگاه پنج که با این پلهای شناور آنجا را ساخته بودند روز این پلهای شناور بچه ها چادر زده بودند . همین جا باز یادم می آید که بگویم ایشان به خوردن چایی خیلی علاقه داشتند . آنجا هم کتری و امکانات نبود . با آهستگی گفتند : می دانی آقای عفتی ما اهل چای هستیم . جایی چای سراغ نداری . من 48 ساعت است که چای نخورده ام یادم است یک برادری به نام حکمت از بچه های سبزوار بود به او گفتم: آقای حکمت شما چایی ندارید؟ گفت: شما از کجا فهمیدید که ما چایی داریم. گفتم: همین طور شانسی گفتم. گفت : برای خودت می خواهی ؟ گفتم : نه برای حاج آقای فرومندی . ایشان گفت : چشم ، بعد دیدم یک حلبی پیدا کرد و قرص الکل هم که داشت. چون آنجا روی زمین نبود که آدم بیاید بگوید: خوب روی زمین چای درست کند، یا وسیله ای، چراغی، هیچی نبود. حتی اگر اینها هم بود، باز چای نبود که آنها را بگذارد. ایشان یک حلبی را درآورد و داخل آن گل گذاشت. بعد قرص الکل را داخل این گذاشته و با قمقمه آب جوش آورد. در همان قمقمه چای دم کرد بعد گفت: من اینطور چایی دارم. من به آهستگی رفتم خدمت شهید فرومندی گفتم: اینطور چایی هست. ولی گفته اند هیچ کس نفهمد. گفت: خوب چه عیب دارد، ما همه چیز را به برادران بگوییم. حالا اگر ما هم یک چای بخوریم و بقیه نیروها نخورند مشکلی پیش نمی آید. داخل چادر می خواستند دامن چادر را ببندند، اما شهید فرومندی گفت: نه دامن چادر را باز کنید. چادر کوچک بود. دامن چادر را باز کردند. وقتی خوردند گفتند: من در عمرم این چنین چای لذتبخشی نخورده بودم.