https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/152070
شناسه خبر: 152070
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۳۱
خاطرات سياسي
راوی چشمه نور: یادم است یک دفعه یکی از دوستان ما توسط ساواک دستگیر شده بود و بر حسب اتفاق نگهبان سلول ایشان یکی از سرباز های آشنا بوده است . آن دوست با نامه ای به مهدی فرودی می نویسد که خلاصه اینجا ما را زیاد اذیت کردند و بعضی بچه ها را لو داده ام و این نامه توسط آن سرباز به فرودی تحویل می شود یادم است که آقای فرودی به منزل ما آمد و گفت : فلانی مشهد را ترک کن که اسم شما هم لو رفته است و احتمال دارد سراغ شما هم بیایند در ضمن علی رغم این که ایشان در فشار مالی بود به من گفت : اگر پول لازم داری بگو تا برات تهیه کنم . بعد هم توجیه کرد که سریع به تهران بروم .