https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/152752

شناسه خبر: 152752
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۴۱

توجه به امر ازدواج

راوی زهرا زارعی: زمانی که همسر شهیدم عباس برای خواستگاری من قول و قرارها را گذاشته بود و کلا مقدمات کار فراهم شد و شیرینی هم خریدند و عاقد را خبر کردند قبل از شروع صحبت ها دایم فوت کرد و مراسم به هم خورد. طبق رسومات منطقه ی ما باید یک سال بگذرد تا بتوان دو مرتبه مراسم گرفت. حدود چهارده ماه از این جریان گذشت دوباره قرار خواستگاری و مراسم عقد گذاشته شد اما چون در روستایمان عاقد نبود باید به مرکز بخش ریوش می رفتیم و آن جا عقد می شدیم عباس هم رفته بود برنج و گوشت خریده بود نان هم پخت کرده بودند و طباخ آمد برنج ها را دم کرد و ما هم آماده شدیم برویم ریوش برای مراسم که داماد یعنی عباس جلوتر رفت که عاقد را ببیند و صحبت کند وقتی به ریوش می رسد از طرف پاسگاه زمان شاه بود او را به عنوان سرباز به خاطر جا به جا کردن اعلامیه دستگیر می کنند و می برند ما که به آن جا رسیدیم دیدیم که مادر ایشان در حال گریه کردن است بعد از گذشت دو ماه نامه اش از شاهرود آمد و عذر خواهی کرد. هنگامی که به او دستور تیراندازی در تظاهرات می دهند به دستور امام خمینی(ره) فرار می کند و خودش را به روستا می رساند اما پدرم به او گفت که کارت پایان خدمتت را بگیر بیا زنت را ببر. بالاخره دفعه ی سوم بعد از پیروزی انقلاب در سال 1358 همزمان با برگزاری رفراندم جمهوری اسلام با هم ازدواج کردیم و پس از سالها نبرد حق علیه باطل در سال 1365 به درجه ی رفیع پر فیض افتخار شهادت نائل گردید.