https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/152984
شناسه خبر: 152984
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۴۴
خبر شهادت
راوی هاجر فنایی: یک روز صبح ماشینی در خانه مان آمد و دو نفر پاسدار از ماشین پیاده شدند من در حال دوشیدن گوسفندان بودم وقتی مرا دیدند بازگشتند بعد از لحظاتی با خود گفته بودند آخرش که باید خبر را به خانواده بدهیم یک دفعه دیدم یکی از اهالی محل مان آمد و گفت : کربلایی سکینه عباس کمی دستش زخمی شده بلند شو که به نزد او برویم گفتم : نه عباس شهید شده است اقوام و خانمش گفتند : اگر شما اجازه بدهید او را در مشهد دفن کنیم : پسرم وصیت کرده است که اگر شهید شدم مرا در کنار پدرم دفن کنید .