https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/152997
شناسه خبر: 152997
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۴۴
لحظه و نحوه شهادت
راوی مریم غلامی: یکی از همرزمان برادرم می گفت : روزی که میخواستیم برویم به ایشان گفتم آقای غلامی بیایید برویم کمی تفریح کنیم اما ایشان گفتند نه من هستم همانجا عباس به یکی از دوستانش نامه ای می نویسد و در نامه می گوید : غلام جان ، جان تو و جان بچه های من شاید بنده دیگر از این سفر برنگردم شاید زمانی که نامه ام به دستت برسد خبر شهادتم را تو بدهند اتفاقا" وقتی نامه به دست ایشان رسیده بود خبر شهادت عباس هم رسیده بود در ادامه می گفت : وقتی به سنگر برگشتیم دیدیم چشم های عباس باز است ولی حرف نمی زند مثل اینکه بیهوش بود او را سریعا" به بیمارستان بردند و دو روزی را در بیمارستان بستری بود و در آنجا به شهادت رسید .