https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/153124
شناسه خبر: 153124
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۴۵
پشتيباني نيرو مالي و فرهنگي
یادم می آید وقتی از جبهه به مرخصی آمده بود به او گفتم : خدا را شکر دعا می کردم همة رزمندگان بسلامتی برگردند، و شما هم به سلامتی برگردی ، که برگشتی . دیدم علی خیلی ناراحت شد و برای اولین بار با ناراحتی گفت: " پس بگو چرا دعا و گریه های ما اثری نمی کرد . ما این همه دعا می کنیم شهید شویم شما دعا می کنید که به سلامتی برگردیم . " من که ناراحتی ایشان را دیدم در جواب گفتم: " نمی خواهد این قدر ناراحت شوی . انشاءالله ایندفعه که رفتی هر جور دلت می خواهد بشود . همان طور هم شد و بعد از چهار روز شربت شهادت نوشید .