https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/153542

شناسه خبر: 153542
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۵۱

پيش بيني شهادت

راوی سید حسین وفایی: به خاطر دارم روزهای آخر محمد گفته بود که بچه ها من شهید می شوم . یک روز ساعت 8 صبح پیش او رفتم در حال خوردن صبحانه بود . بعد از کمی صحبت با او موقعی که می خواستم برگردم ، گفت : سید حسن تو زودتر از من به مرخصی میروی نامه ای دارم که وقتی به خانه رسیدی آن را به خانواده ام بده و با حالتی عجیب با من وداع کرد. فردای آن روز موقعی که من از سنگر کمین برمی گشتم یکی از بچه ها گفت : وفایی تلفن داری . وقتی رفتم یکی از بچه های شمال که پسر عمویش با محمد بود خبر شهادت اورا به من داد . خیلی ناراحت شدم و با خودم گفتم : حالا چه طور نامه محمد را به خانواده اش بدهم . این درحالی بود که بعد از ملاقات من ومحمد حدود 5 دقیقه که من ازاو خداحافظی کردم بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسیده بود.