https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/153642

شناسه خبر: 153642
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۵۲

دقت در بيت المال

راوی محمد امیر کریمی زاده: یک روز یک جلسه ای در اهواز قرار بود برادر محسن رضائی در آنجا برای فرمانده گردانها سخنرانی کند . هر فرمانده گردان یک ماشین داشت و با ماشین خودش به اهواز می رفت شهید قراقی یک مقدار زودتر به محل فرماندهی آمد و گفت : آقای کریمی شما هم امروز می روید گفتم : بله ، گفت : پس من هم با شما می آیم گفتم : آقای قراقی ما خودمان سه نفر هستیم و فکر نکنم جا داشته باشیم گفت : تویوتای به آن بزرگی چطور جا ندارد ، عقب مگر جا نیست گفتم : آن عقب از اینجا تا اهواز صلاح نیست گفت : نه ، وقتی یک ماشین دارد می رود لزومی ندارد که یک ماشین دیگر را بردارم و بنزین مصرف شود و استهلاک ماشین هم هست . شهید قراقی با دو تن از برادران دیگر تا اهواز عقب تویوتا نشستند .