https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/153670

شناسه خبر: 153670
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۵۲

خواب و روياي شهيد

راوی محمد امیر کریمی زاده: احمد آقا مدتی از خدمتش را به عنوان مأموریت به شوش رفت. محل کار و زندگیش ازهم فاصله زیادی داشت. چند روزی را برای مأموریت به منطقه عملیاتی می رود و نمی تواند از خانواده اش خبری بگیرد. یک شب در منطقه خوابی می بیند که باعث نگرانی ایشان در مورد خانواده اش می شود. بلافاصله همان شب وسیله ای تهیه می کند و به خانه می رود. وقتی به منزل می رسد از اینکه می بیند بچه ها سالم هستند و مشکلی ندارند خدا را شکر می کند. سپس از همسرش سؤال می کند، طی این شب مشکل نداشتید؟ خانم ایشان در جواب می گوید: تا دیروز ظهر مواد غذایی داشتیم، بعد از ظهر زنگ خانه به صدا در آمد، وقتی در را باز کردم دیدم دو خانم چادر مشکی دم در ایستاده اند و مقداری مایحتاج غذایی برای ما آورده اند. با شنیدن این موضوع احمد آقا به همسرش می گوید: همین مطالبی را که شما برایم تعریف کردید من دیشب در خواب دیدم.