https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/154306
شناسه خبر: 154306
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۰۱
اعتقاد به ولايت
راوی محمد حسن حسین زاده: وقتی در جزیرة خارک بودیم خبر دار شدیم که قرار است به دیدار و دست بوسی حضرت امام (ره) برویم بلافاصله به سمت اهواز حرکت کردیم و سات 8 شب تا 4 صبح نفهمیدیم با علیپور چگونه از گردنه های پر برف و یخ خرم آباد ، آن هم با تویوتا کالسکه عبور کرده و به تهران رسیدیم . در تهران به قصر فیروزه رفتیم تا کارت ملاقات در یافت کنیم که کارت به ما نرسید و برادران قبل از ما به جماران رفته بودند . خود را به جماران رساندیم و چون با لباس نظامی بودیم نگهبان بیت امام که از نیروهای شیروان بود مرا شناخت و خلاصه با خواهش و تمنا قرار شد علیپور داخل برود و یک کارت ملاقات برای ما بگیرد و بیاورد اما وقتی علیپور به داخل رفت دیگر یادش رفته بود که ما اینجا منتظریم . بعد از مدتی نمایندة بنیاد جانبازان آمد و ما یک کارت از ایشان گرفتیم و بالاخره در آن لحضات آخر خودمان را رساندیم و بعد از شهید علیپور گله کردم گفت: بندة خدا وقتی آمدم اینجا دیگر از شما یادم رفت .