https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/154614
شناسه خبر: 154614
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۰۴
تلاش و پشتکار
آن زمان هنوز در خانه تلویزیون نداشتیم . و من هم برای مراقبت از خواهرش که تازه فرزندش به دنیا آمده بود به خانه ی آنها در تربت رفته بودم و چند روزی از غلامعلی دور بودم وقتی که از تربت برگشتم دیدم یک کارتن وسط اتاق است و غلامعلی هم مشغول درس خواندن ومشق نوشتن بود . از او پرسیدم این آشغالها چیه که به خانه آوردی ؟ گفت : مادر جان این چند روز که شما نبودی من دو تا مغازه را گچ کردم و با پولش توانستم این ضبط دست دوم وتلویزیون را بخرم .