https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155140
شناسه خبر: 155140
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۱۲
آخرین جملات شهید
به روایت از محمد حیدری : پنج روز قبل از عملیات بود. ما در پادگان شهید چراغچی بودیم . دو روز به عملیات مانده بود که آماده بودیم بعد یکی از دوستان بنام سید موسی ذاکری که الان از بچه های سپاه هستند با رجب علی بودند. نزدیک غروب آفتاب بود که ما دیدیم با یک ماشین جیپ آمد . بعد من را صدا زد و گفت: من می خواهم بروم به خط . من گفتم عملیات فردا شروع می شود شما از الان می خواهید بروید چه کار کنید؟ او گفت: من می خواهم با آقای ذاکری بروم . چون آقای ذاکری مسئول موتوری بود با ایشان با هم بودند . رجب علی گفت: من می خواهم بروم منطقه را یک بازدید بکنم که موقع عملیات مشکلی نداشته باشیم . و بعد از آن او را ندیدم . که بعد از 3 شب که ما از عملیات برگشتیم به مقر بعد پسر دایی ام به من گفت: که آقای عزتی شهید شده است .