https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155208

شناسه خبر: 155208
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۱۳

ناظر و شاهد بودن شهید بر امور

به روایت از ماندگار براقی : موقعی که داماد صدام را به اسارت گرفته بودند، مقداری وسایل و مهمات همراهش بوده که شهید آنها را به خانه آورده و در داخل حیاط زیر خاک پنهان نموده و به ما گفت: تا وقتی که من شهید نشدم. این وسایل را از اینجا بیرون نیاورید. بعد از اینکه علیرضا به شهادت رسید، روزی برادر کوچکتر ایشان آمد و به من گفت: که بیل و کلنگ بیاورید که این وسایل را بیرون بیاوریم، پس از اینکه این کار را کردند، گفتند: باید بروم سرقبر شهید و از ایشان بپرسم که با این وسایل چکارر کنیم. ایشان رفت مزار شهدا و گویا آنجا مقداری گریه کرده، بعد برای من تعریف نموده که سر قبر شهید نشسته بودم که دیدم سر قبر باز شد و شهید از قبر بیرون آمد و به من گفت: چرا آنقدر ناراحت هستی، من گفتم: برادر! آن وسایل را که گفته بودید بعد از شهادتتان از زیر خاک بیرون بیاوریم، الان بیرون آورده ایم و نمی دانیم با آنها چکار کنیم، علیرضا گفت: اینکه ناراحتی ندارد آنها را ببرید و به سپاه تحویل بدهید. که بعدها ما اینکار را کردیم و به سپاه محل تحویل دادیم.