https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155391

شناسه خبر: 155391
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۱۵

خاطرات بعداز مجروحیت

به روایت از محمدرضا عجم : من مدتی بعد از آموزش خارج از کشور بودم . ایشان در عملیات سلیمانه همزمان با موقعیتی که من در خارج بودم مجروح شده بود . به همدیگر نامه می نوشتم . یک دفعه که نامه نوشتم پرسیدم : کجا خدمت می کنی ؟ بعد جواب نامه را که داده بود : در سپاه گناباد در قسمت پذیرش مشغولم : نامه بعد را نوشتم ، گفتم : حتماً علتی دارد که شما از جبهه جدا شدی علت آن را حتماً برایم بنویس که باز ایشان ننوشت و خود داری کرد و وقتی که مأموریت بنده تمام شد بعد از سه ماه به خانه آمدم . دیدم که ایشان با پای مجروح و در حالی که درست نمی دانست راه برود با آن حالت ، بعد از احوال پرسی بلافاصله به او گفتم : چرا در نامه ها به من دروغ گفتی ؟ گفت : من دروغ نگفتم : گفتم : سپاه گناباد خدمت می کنم و علتش هم همین هست که فعلاً گناباد آمدم . من بهترین خاطره ام همین است که ایشان با آن وضعیت مجروحیت و چند ماه بودن حتی حاضر نبود در نامه بنویسید من مجروح شدم و علت آمدنم به گناباد برای چی هست . چون می دانستم از زمانی که وارد سپاه شده از جبهه برگشتنی نیست فقط به خاطر مجروحیت از جبهه برگشته و 2-3 ماهی در شهرستان بود و بلافاصله هنوز خوب نشده بود باز دو مرتبه برای عملیات کربلای 5 رفت که در عملیات کربلای 5 به فیض عظیم شهادت نائل آمد.