https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155871
شناسه خبر: 155871
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۲
خبر شهادت
به روایت از زهرا عباسی عنبرکه : وقتی می خو استیم خبر شهادت برادرم را به مادرم بدهیم . مادرم گفت : من راضی هستم به رضای خدا همین را که گفت ما گفتیم : الهی شکر . این از مادرمان ، همه ناراحتی ما بخاطر مادرمان بود که مبادا سکته کند یا قلبش بگیرد . بعد که دیدم حالش به هم نخورد گفتیم : مادرجان پاشید اگر امکان دارد عکسهای داداش را بیاورید که ایشان را آورده اند تا به معراج برویم چون می خواهند شناسایی اش بکنند . گفته اند : عکس باشد بهتر است . مادرم عکسها را آورد و به معراج رفتیم . مادرم ملافه را از روی صورت برادرم برداشت و او را بوسید ، من هم برادرم را بوسیدم و گفتم : خدایا شکر که او از اول به شهادت و کربلا علاقه داشت آخر هم شهید کربلا می شد .