https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155873
شناسه خبر: 155873
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۲
امدادهای غیبی
به روایت از زهرا اسلامی : یک روز با دو نفر از دوستانم به مأموریت رفتم . پس از انجام مأموریت در راه بازگشت به تعدادی از مزدوران عراقی برخوردیم . ما سه نفر بودیم در حالیکه تعداد آنها زیاد بود . تا آخرین گلوله دست از مبارزه بر نداشتیم . اما هنگامی که تیر هایمان تمام شد ، خواستیم که تسلیم شویم . زیرا نه راه بازگشت داشتیم و نه راه پیشروی و دفاع از خودمان . اما از آنجایی که لطف و رحمت خداوند شامل حالمان بود . از جانب خدا ابر غلیظ و سیاه رنگی آسمان منطقه را پوشاند و در پی آن باد شدیدی وزیدن گرفت . گرد و غبار شدید آنچنان فضا را فرا گرفته بود که نه آنها می توانستند ما را ببینند و نه ما قادر به دیدنشان بودیم . بهر حال از فرصت استفاده کرده و خودمان را به سنگر خودی رساندیم و سپس با تعدادی از مزدوران کوردل به اسارت گرفته و چند تن را نیز هلاک نمودیم .