https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155887
شناسه خبر: 155887
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۲
محبوبیت شهید نزد دیگران
به روایت از صفرعلی باغبانی : بعد از عملیّات والفجر 8 ، لشکر 5 نصر خط را تحویل داده بود و بچّه های بسیج مرخّص شده بودند . یک تعداد از بچّه های مشمول مانده بودند که اینها هم وقت مرخّصی شان رسیده بود ولی با توجّه به عملیّات به اینها اجازة مرخّصی نداده بودند . ما پشت خط بودیم و بچّه های مشمول آماده می شدند که به مرخّصی بروند . در همین موقع شهید عبّاسی از منطقه زنگ زد (با بی سیم) گفت : فلانی بچّه ها را بفرست به خط بیایند ، گفتم : آقا بچّه ها نیستند رفته اند . گفت : بچّه های مشمولی که باقی مانده اند را بفرست بیایند . من قضیّة مرخّصی آنها یادم نبود ، بچّه های مشمول را صدا زدم و گفتم : باید به خط بروید ، از طرفی اینها خودشان را آماده کرده بودند که به مشهد یا شهرستانهای مربوطه بروند و از طرفی دیگر خط نیاز به نیرو داشت و با توجّه به اینکه خطّ جدیدی را لشکر تحویل گرفته بود لازم بود ، آنجا پدافند عملیّات انجام بگیرد . یکی از مشمولین گفت : اگر الان فرماندة لشکر هم بیاید به من بگوید من حاضر نیستم به خط بروم . گفتم : من هم خدمتتان عرض نکردم که فرماندة لشکر گفته ، کسی که گفته آقای عبّاسی است . گفت : اگر عبّاسی گفته من بر می گردم . خلاصه رفتند و آماده شدند و بی سیم زدیم به شهید عبّاسی که اینها دارند می آیند و شما خودتان دیگر مقدّمات کار را تقسیم آنها را آنجا انجام بدهید .