https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155898
شناسه خبر: 155898
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۲
خاطرات سیاسی
به روایت از زهرا عباسی عنبرکه : روز آخر مدرسه بود و می خواستند مدرسه را ببندند. برادرم رفته بود و به بچه ها گفته بود برو تخته سیاه را تمیز کنید ، آب پاشی کنید و کلاس را قشنگ تمیز کنید. مدیر مدرسه و ناظم مدرسه می خواهند بیایند و مدرسه را تعطیل کنند به بچه ها گفته بود شما بروید من بعداً می آیم . عکس شاه را از بالای تخته انداخته بود و قابش را شکسته بود و خرده شیشه ها و قابش را در سطل آشغال انداخته بود و عکسش را برای اینکه پیدا نکنند و نگویند که مثلاً چه کسی یک چنین کاری کرده است ؟ آنرا آتش زده بود .