https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155925

شناسه خبر: 155925
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۲

شجاعت و شهامت

راوی زهرا عباسی عنبرکی : نزدیک عید به شاگردان کلاسها گفته بودند که مدرسه را تمیز کنند تا برای عید آماده باشد. برادرم دیده بود که یکی از بچه ها میز را گذاشته و رفته بالا تا عکس شاه را بردارد. (از روی دیوار). برادرم به او می گوید: از کلاس برو بیرون تا من قاب عکس را تمیز کنم. بعد به جای اینکه قاب را تمیز کند آن را می شکند و عکس را می سوزاند و در سطل آشغال می اندازد. وقتی به خانه آمد و ماجرا را تعریف کردم پدرم نگران شد و گفت: فرداست که ژاندارمها بریزند توی خانه و من را بگیرند و ببرند. چرا چنین کاری را کردی؟ برادم گفت: اگر بیایند من خودم را معرفی می کنم، احتیاجی نیست که شما بترسید.