https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155928
شناسه خبر: 155928
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۲
خاطرات سياسي
راوی زهرا عباسی عنبرکی : چند نفر از اهالی ده با کامیون می خواستند جهت تظاهرات به مشهد بیایند و برادرم (علی) می گفت: یا مرا می برید یا خودم را جلوی همین کامیون می اندازم، من هم باید بیایم و در تظاهرات شرکت کنم. بالاخره او را هم با خود بردند. یادم می آید با بیل و کلنگ و این طور چیزها به مشهد رفتند.