https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155936
شناسه خبر: 155936
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۲
فعاليتهاي فرهنگي
راوی زهرا عباسی عنبرکی : یک روز برادرم علی در حالت گریه به پدرم می گفت: پدر برای من یک ضبط بخر تا نوارهای سخنرانی گوش کنم. پدرم که از وضع مالی خوبی برخوردار نبود و از طرفی هم به دلیل مریضی مادرم و بستری شدنش در بیمارستان خرج زیادی روی دست پدرم گذاشته بود، تنها سرمایه پدرم یک برّه بود که آن را هم فروخت و برای علی یک ضبط صوت خریداری کرد.