https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/155973

شناسه خبر: 155973
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۲

عشق به ائمه اطهار

راوی فاطمه دانشمندی : یک روز خاله ام آمد و گفت : خاله چرا گریه می کنی ؟ گفتم : هرچی به علی می گویم داماد شو می گوید نمی شوم ، می خواهم کربلا را ببینم و مادر و پدرم را به کربلا برسانم بعد بیایم داماد بشوم .