https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156072

شناسه خبر: 156072
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۳

تعاون و همکاری

به روایت از علی رضا یوسفی : یکی شبی من در سبزوار بودم با آقای بیادی و عباسی مقدم رفتیم به یک روستای دور افتاده ای وقتی رسیدیم به آن روستا که احتمالا عروسی هم بود دیدیم این دو بزرگوار را اهالی روستا می شناسند . یکی از دوستان این دو بزرگوار عروسی اش بود . خیلی با اینها صمیمی برخورد کردند . بعد خود آنها تعریف می کردند که این روستا روستائی بوده که روز اولی که ما با ماشین آمدیم از جهاد سبزوار وارد این روستا شدیم . افراد این روستا جرات نمی کردند از خانه هایشان بیرون بیایند . تا آن زمان ماشینی ندیده بودند . ظاهرا با محیط بیرون ارتباطی نداشتند . این ها رفته بودند در آن روستا حمام و مدرسه درست کرده بودند . ارتباط شان را با شهر برقرار کرده بودند .