https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156133

شناسه خبر: 156133
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۴

برادري مهربان

به نقل از خواهر شهید: به هر مناسبتي که بود، سري به خانۀ ما مي‌زد. عيد، تولد، حتي جمعه‎ها هم مي‎آمد. انگار به آمدن و رفتن‎هايش عادت کرده بودم. منتظر بودم زنگ خانه به صدا در آيد و من علي را پشت درب ببينم. از جبهه برگشته بود. من آن روز کمي مريض بودم. نتوانستم به خانۀ آنها بروم. تا اين که صداي در را شنيدم. علي بود و فرزند کوچکش. مي‎گفت: «تو چرا به خانۀ ما نيامدي؟ ديگر نتوانستم تحمل کنم و با خود گفتم که سري بزنم ببينم شما کجاييد؟» محبتي مثال زدني داشت. حتي بعد از ازدواج نيز همان طور مهربان و صميمي بود.