https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156226
شناسه خبر: 156226
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۶
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
به روایت از اشرف وهابی خلیل آباد : همزمان با شیمیایی شدن فرزندم علیرضا در منطقه خواب دیدم که علیرضا به خانه آمده و لباس های خاکستری رنگی هم به تن دارد و یک اورکت نیز بر روی این لباس ها پوشیده بود آمد داخل و صدا زد: مامان، مامان کجا هستی؟ گفتم: داخل آشپزخانه دارم غذا درست می کنم. گفتم: بیا که به موقع رسیدی اما علیرضا گفت: وقت غذا خوردن ندارم دارم می روم خواف پرسیدم: خواب برای چه؟ گفت: خیلی عجله دارم، نمی توانم بگویم چه کار دارم، می روم خواب دیگر به دنبالم هم نیائید تا خودم خبر بیاورم ناگهان چشمم به صورت علیرضا افتاد دیدم خیلی نورانی شده و گرد و خاک بسیاری روی لباس ها و سر و صورتش نشسته که از خواب بیدار شدم.