https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156333
شناسه خبر: 156333
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۸
تلاش و پشتکار
به روایت از احمدرضا عبادیان : یکی از دوستان پدرم تعریف می کرد: یکبار با آقای عبادیان از یکی مأموریت به مقر برگشته بودیم شب از نیمه گذشته بود و ما از خستگی چشمانمان قرمز شده بود. یکی از نیروهای تدارکات پیش ما آمد و گفت: مقداری از کارهای حسابرسی تدارکات مانده است. آقای عبادیان گفت: برو بیار تا انجام بدهم من گفتم: حاج آقا خسته هستی بگذار فردا انجام می دهی. ولی ایشان گفت: نه شاید فردا دیر باشد. مشغول حسابرسی شد. هر صفحه را فقط یکبار حساب می کرد شاید یک ساعت بیشتر طول نکشید من در رختخواب بیدار مانده بودم تا ببیینم آقای عبادیان می تواند کار را تمام کند یا نه. بعد از اینکه به رختخواب رفت. من با خودم گفتم حتماً تمام حسابها را اشتباه حساب کرده است. ولی صبح وقتی حسابها را دوباره چک کردم حتی یک اشتباه نداشت.