https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156420
شناسه خبر: 156420
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۹
ناظر و شاهد بودن شهید برامور
به روایت از لیلا علی اکبری : پسرم حمزه وقتی که سوم راهنماییش را خواند ترک تحصیل کرد و می گفت دیگه نمی خوام درس بخوانم می خوام کار کنم و در این مدت نه کار میکرد و نه درس می خواند و با بچه های کوچه بیشتر می چرخید و من هم از ماجرا نگران بودم وفقط می گفتم که شهید تو خودت فقط مواظب این بچه باش من هم این را به تو سپردم دیگه از دست من خارج شده وهمسایه ما که خیلی به شهید و خانواده شهید معتقد بود بسیار ناراحت بود و به من می گفت چرا تو این بچه را به حال خودش رهاکردی من هم گریه کنان می گفتم به کسی وا گذاشتم که خودش باید جوابم رو بده که بعد از مدتی آمد وتعریف کرد که خواب دیدم که شهید در کوچه راه می رود ومن گفتم که شما این جا چه کار می کنید شهید در جواب گفت به خواطر پسرم روزی یک دفعه از این کوچه رد می شوم وایشان هم از این به بعد اعتقادش به ناظر و پشتیبان بودن شهید به خانواده اش بیشتر شد.