https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156424

شناسه خبر: 156424
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۹

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از لیلا علی اکبری : یک شب خواب دیدم که مجلسی متعلق به شهید است گرفته ایم _ آقا محمود_ که یکدفعه محمود می آید تو مجلس و می ره پیش مادرش بعد می گه که مادر جان من محمودتم و مادرشون قبول نمی کند و می گفت نه تو محمود من نیستی _کمی چهره اش تغییر کرده بود _ و بعد که ازخواب بیدار شدم و وقتی که خبر شهادت آقا محمود را آورده بودند و ما هم رفتیم معراج وقتی که یک مشت استخوان به ما نشان دادند و گفت که این تنها چیزی است که از آقا محمود مانده و مادرش هم گریه می کرد و می گفت که این یک مشت استخوان معلوم نیست مال چه کسی باشد که برای ما آورده اند و بعد هم من ماجرای خوابی را که دیده بودم رو برایشان تعریف کردم و گفتم که آقا محمود توی خواب می آمد می گفت که من پسر شما هستم شما قبول نمی کردید و بعد از همین ماجرا دیگران من و فرزندانش از چشم انتظاری در می آمدیم.