https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156436

شناسه خبر: 156436
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۲۹

تواضع و فروتنی

به روایت از محمد ابراهیمی اول : خود آقا محمود برام تعریف می‌کرد: یه روز حاج آقای شما رو تو کوچه دیدند و گفتند که ما منزلمان اینجا هست و شما باید بیایی خانه ما منبر و من هم گفتم که ما روحانی منبری نیستیم فعلاً داریم درس می‌خونیم بعدش هم دیگه حاج آقا چیزی به ما نگفتن از این موضوع یک، چند روزی نگذشته بود که والده را دیدیم ایشان هم جلوی ما را گرفت گفت که ما اینجا کسی رو نمی‌شناسیم و تازه آمده‌ایم به این محل شما بیا منزل ما روضه به خاطر اینکه ما هر ماه خانه قبلیمان جلسه روضه داشتیم که یک دفعه حاج آقا هم سر رسید و گفت که دیگه باید بیایید خانه ما منبر ضمناً ما اینجا پا منبری هم نداریم فقط من و حاج خانم هستیم و آقا محمود هم از این ساده صحبت‌ کردن پدرم خوششان آمده بود و قبول کرده بودند که بیایند منزل ما منبر با اینکه پا منبری هم به آن صورت نداشتند.