https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156605

شناسه خبر: 156605
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۳۱

دیدگاه شهید

هنگامیکه علیرضا از جبهه برمی گشت همه جا همراه او بودم و از او می خواستم از جنگ برایم تعریف کند حتی یک روز که درخارج از منزل کار داشت و می خواست به بیرون برود از ایشان خواهش کردم که مرا هم همراه خودش ببرد .به همراه ایشان رفتم و سوار ماشین شدیم درحالی که می رفتیم از ایشان خواستم که باز هم از جبهه و جنگ برایم سخن بگوید .خاطراتی برایم گفت و درپایان خاطراتش گفت : به عنوان آخرین پیام سر سفره هنگامیکه همه جمع باشند مطلبی را به شما خواهم گفت . هنگام خوردن ناهار درحالی که همه جمع بودند گفت: روایتی است که می گوید: در آخرالزمان عده ای از مردم دین را مانند آب دهان نگه می دارند . تا وقتی که آب دهان شیرین است فرو می دهند اما همین که آب دها نشان بد مزه شد فوراً آن را به بیرون پرتاب می کنند .آری بعضی ها اینچنین دین را نگه می دارند تا وقتی که داشتن دین به مال و جانشان صدمه نزند آن را نگه می دارند اما هنگامیکه می بینند دین و دینداری برایشان ضرر دارد آن را مانند آب دهان به بیرون پرتاب می کنند و دین را کنار می گذارند و ادامه داد بعضی از افراد مؤمن مآب این زمانه هم که می بینند جنگ و جهاد برایشان ضرر دارد و مانع راحت بودن و آرامش آنها می شود مرتباً از آن ایراد گرفته و نق می زنند درحالی که عده ای از جوانان این کشور جانشان را درراه جنگ برای خدمت به امام و انقلاب فدا می کنند .امیدواریم که این افراد راحت طلب روزی رسوا شوند . علیرضا این سخنان را با مظلومیت خاصی بیان می کرد و آنقدراز دست اینگونه افراد ناراحت بود که هنگام گفتن این سخنان اشک درچشمانش حلقه می زد.