https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156645
شناسه خبر: 156645
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۳۱
عشق به جهاد
اولین باری که پسرم علیرضا به جبهه رفت حدود سه ماه نیامد. هر چه تلفن میزدیم یا نامه می نوشتیم می گفت من برای چه به کاشمر بیایم. وجود من اینجا لازم است. خدا رحمت کند پدربزرگش گفت آیا او دلش برای پدر و مادرش تنگ نشده است. من به جبهه می روم تا او را بیاورم. ایشان با وجود این که پیرمرد بودند به اهواز رفتند و علیرضا را به کاشمر آوردند. علیرضا با گرفتن رضایت از ما پس از یک هفته عازم جبهه شد. البته علیرضا می گفت: اگر شما رضایت می دهید به جبهه می روم و گرنه این جا می مانم ولی به هر طریقی بود رضایت ما را جلب کرد.