https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156655
شناسه خبر: 156655
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۳۱
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از محمد شادکام : یک شب خواب دیدم کسی در خانه را می زند. از پشت در نگاه کردم. دیدم آقایی هستند که قد خیلی بلند و رشید و ریش بلندی دارد. پرسیدم چه کسی هستید؟ گفت: با علی آقا کار دارم. گفتم: علی آقا خانه نیستند. گفت: در را باز کنید. گفتم: من در را باز نمی کنم. دیدم از پله پایین رفتند. از پنجره نگاه کردم روبروی پنجره جوی آبی بود. دیدم آستین هایش را بالا زد و جوراب هایش را در آورد و وضو گرفت و رفت. در همین لحظه از خواب بیدار شدم. راجع به خوابی که دیدم فکر نکردم. بعد از شهادتشان این خواب را برای کسی تعریف کردم. ایشان گفت: آن شخص عزرائیل بوده است و می خواسته جان علیرضا را بگیرد ولی چون در را باز نکردی وضو گرفتند و به جبهه رفتند و در آن جا این کار را انجام دادند.