https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156678
شناسه خبر: 156678
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۳۱
توصيه هاي شهيد
راوی محمد شادکام : روزی می خواستم به برادرم علیرضا بگوییم عباس هنگامی که شهید شده وصیت نامه نداشت اما تو وصیت نامه ات را بنویس. اما دلم راضی نشد به عزیزترین برادرم چنین پیشنهادی بکنم. بنابراین وصیت نامه ای برای خودم نوشتم که یکی از موارد آن این بود که طلاهایم را برای کمک به جبهه بدهند. هنگامی که وصیت نامه را به او نشاندادم و نظرش را پرسیدم گفت: آخر این هم شد وصیت نامه! گفتم: پس تو اول بنویس تا ما هم یاد بگیریم. ببین چه قدر خوب بود اگر عباس وصیت نامه می داشت. اما ایشان گفت: چرا سفارش هایی را که برای بعد از مرگ می گذاری موقع زنده بودنت انجام نمی دهی که ثوابش بیشتر باشد. چون بعد ازمرگ انسان، مردم بیشتر به کارها و گفته هایش توجه می کنند. بنابراین وصیت نامه بایدآموزنده باشد باید مطالبی داشته باشد که برای همه مفید باشد. خلاصه موفق نشدم که به ایشان بگویم وصیت نامه ای بنویسد تا این که بعد از عملیات فتح یک یعنی آخرین دفعه ای که به کاشمر آمد قلم و کاغذ آوردم و می خواستم بگویم که وصیت نامه ای بنویسد. اما به خاطر پیاد روی زیاددر منطقه و مریضی ایشان دلم راضی نشد که بگویم. وقتی پرسیدند این قلم و کاغذ برای چه است؟. با مهربانی به چهره ی ایشان نگاهی انداختم و گفتم: چیزی نیست. وقتی علیرضا دید که من و تمام افراد خانواده این همه به اظهار علاقه می کنیم ناراحت شد و گفت: شما چرا این قدر به من دل بسته اید؟ اگر شهید شوم چه کار می کنید! در جوابش گفتم: انشاء الله که همیشه زنده باشی و برای اسلام کار کنی.