https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156693
شناسه خبر: 156693
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۳۱
خاطرات جنگي
راوی محمد شادکام : روزی در محاصره ی دشمن قرار گرفته بودم. وقتی دیدم امکان اسارتم می رود تمام مدارکم را زیر خاک پنهان کردم و تا جایی که فشنگ داشتم مقاومت کردم. وقتی فشنگ هایم تمام شد دیدم هر لحظه حلقه محاصره تنگ تر می شود. بنابراین شهادتین خودم را خواندم چون هر لحظه امکان گشته شدن یا اسارتم می رفت در آخرین لحظاتی که دشمن قصد داشت من را اسیر کند و از هر طرف به من شلیک می شد ناگهان خداوند یاریم کرد و گروهی ناشناس به مزدوران عراقی حمله کردند بنابراین هنگامی که عراقی ها مشغول دفاع از خود شدند من از فرصت استفاده کردم و فرار را بر قرار ترجیح دادم.