https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/156695

شناسه خبر: 156695
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۳۱

خاطرات جنگي

راوی محمد شادکام : یادم هست در اردوگاه درب خزینه که بودم نیمه های یک شب ما را بیدار کردند و گفتند باید چهل کیلومتر راهپیمایی بکنید. چهل کیلومتر راهپیمایی با یک قمقمه آب کوچک و شور و هر دو نفر یک قرص نان. یکی از برادرانی که همراه ما بود شهید محمد اولیائی بود. ایشان واقعا یکی از مردانی بود که تا عمر داشته باشیم در یاد ما خواهد بود چون سوگند خورده بودم با سختی ها بسازیم راهپیمایی را انجام دادیم. آن موقع وضع طوری بود که به هر دوازه نفر یک کاسه غذا می دادند لذا مجبور بودیم هر روز شش نفرمان روزه بگیریم تا بقیه بتوانند غذایی بخورند. روز بعد شش نفر دیگر روزه می گرفتند. به همین ترتیب عمل می کردیم تا غذا به همه برسد.