https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/157330
شناسه خبر: 157330
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۴۱
دستگيري از ضعيفان
راوی سکینه طاهری: به خاطر دارم یک روز به همراه فرزندم غلامرضا با موتور سیکلت به شهر می رفتیم که در بین راه دیدم که پیرزنی در کنار جاده نشسته است ناگهان غلامرضا موتور ا متوقف کرد و از آن پیرزن پرسید مادر جان کجا می روی؟ پیرزن پاسخ داد : می خواهم به شهر بروم سپس ایشان گفت تو به جای مادر من هستی بلند شو و سوار موتور من شو تا به شهر برویم بعد آن پیرزن را سوار موتور کرد وبه مقصد رساند.