https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/158113

شناسه خبر: 158113
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۵۳

نوجواني و جواني

راوی مرضیه صفری: یادم هست وقتی افرادی که در ماه محرم به روستای ما می آمدند و شبیه خوانی می کردند حمید خیلی دوست داشت و تمام مراسم آنها را تماشا می کرد و بعد از رفتن آنها بچه ها را دور خود جمع می کرد و مثل آنها شبیه خوانی می کرد و همیشه نقشی را انتخاب می نمود که در آخر شهید می شد و به مادرم می گفت من وقتی بزرگ شدم می روم و آن یزید ستم کار ظالم را به هلاکت می رسانم . مادرم می گفت: درست است شما بزرگ که شدید راه امام حسین علیه السلام را ادامه دهید و ظالمان را از روی زمین نابود کنید.