https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/158521

شناسه خبر: 158521
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۰۰

عشق به جهاد

راوی سید محمود صانعی مهری: سید محسن پس از اتمام امتحانات دانشگاه در پایان ترم به سبزوار آمد و قصد اعزام به جبهه را داشت. من به او گفتم: تو چند بار به جبهه رفته ای و دین خودت را ادا کرده ای. نباید در تحصیلت وفقه ایجاد کنی و باید ادامه بدهی و پیشرفت بکنی تا انشاءالله فردی مؤثر برای جامعه ات باشی و به جامعه ات خدمت کنی. ایشان تبسمی کرد و گفت: من جبهه رفتن را وظیفة خود می دانم و دستور امام را اطاعت می کنم. زمانیکه امام امر به رفتن کنند دیگر نیازی به اجازة پدر و مادر نیست من می توانم بدون اجازه شما هم بروم. من گفتم: من هم از دل و جان رضایت دارم و نمی گویم شما نروید. بلکه می گویم درست را هم ادامه بده.