https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/158770

شناسه خبر: 158770
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۰۴

وطن دوستي

راوی فاطمه صالح آبادی: علی درتهران پیش استا حسین بنا کارمی کرد. بعد از مدتی علی تصمیم می گیرد که برای سربازی ثبت نام کند. استا حسین به اومی گوید: علی جان با شناختی که من ازتو دارم می خواهم دخترم را به توبدهم حالا نمی خواد به سربازی بروی. بگذارجنگ که تمام شد برو. علی درجواب می گوید: حاج آقا من برای دفاع ازخاک ومیهن وناموسم باید به جبهه بروم و وقتی که جبهه تمام شد برمی گردم وبا دخترت ازدواج می کنم.