https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/158966

شناسه خبر: 158966
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۰۶

نزدیکی قول و عمل

افتخار داشتم در تنگه ابو قریب در خدمت آقای صادقی باشم عراقیها سلاح هایی داشتند که واقعاً بچه ها را خیلی اذیت می کردند یکروز به همراه پسر عمویم خدمت آقای صادقی رسیدیم به ایشان گفتم حاج آقا عراقیها جلوی ما مانوری می دهند و ما هم هیچ کاری نمی توانستیم انجام دهیم نه سلاح آر پی جی به آنها می رسد نه سلاح کلاشینکف ولی آنها به راحتی ما را مورد هدف قرار می دهند. آقای صادقی گفت فعلاً چیزی در دست نداریم ولی قول می دهم اولین سلاح که بدستمان رسید آن را به شما بدهم پس از چند روز با من تماس گرفتند که آقای صادقی گفته اند دوشکایی برایمان فرستاده اند بیائید و آن را ببرید. خلاصه سریع رفتیم و دوشکا را آوردیم و جا سازی کردیم عراقیها نیز مانند قبل مشغول مانور دادن روی تپه بودند من قبلاً آموزش دوشکا را گذرانده بودم پشت دوشکا نشستم و مشغول تیزاندازی شدم با وجود اینکه فاصله زیاد بود ولی دیدم که عده ای از آنها کشته و مجروح شدند پس از آن عراقیها آتش سنگینی روی ما ریختند ولی با حمایتهای آقای صادقی خوشبختانه رفع شد. یادم نمی رود ایشان هر وقت قولی می داد تاآن را انجام نمی داد آرام نمی گرفت.