https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/158981

شناسه خبر: 158981
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۰۶

توجه به تحصیل و علم آموزی

یکی از اقوام آقای صادقی برایم تعریف می کرد در آن روزهای انقلاب که مردم می خواستند مجسمه شاه را در فلکه مرکزی شهر پایین بیاورند آقای صادقی از بقیه افراد فعالیت بیشتری از خود نشان می داد. یکی از مأمورها وقتی تلاش آقا صادقی را که مرتب می گفت طناب را به من بدهید، بگذارید من بالا بروم، را دید گفت پسر جان برو تیر می خوری ـ در آن زمان سن کمی داشت ـ محمد در جواب گفت تو چه کار داری، سپس سینه اش را نشان داد و گفت بزن، اگر جرأت دری بزن خلاصه یادم است آقای صادقی از شهید شدن هیچ گاه هراس نداشت و همیشه آماده شهادت بود.